مبانی شعر : درس اول
درس اول
فصاحت و بلاغت
قبل از شروع به مباحث شعری ، مطالبی را بصورت خیلی خلاصه بعنوان مقدمه عرض میکنم.
هر انسانی که سخنی میگوید ، منظورش رساندن مطلب مورد نظر به مخاطب و تحت تأثیر قراردادن اوست.
لازمه هر سخن تأثیر گذار ، فصاحت و بلاغت سخن و گفتار است. بعبارت دیگر ، سخنی مبتواند جالب واثرگذارباشد که هم فصیح و هم بلیغ باشد.
فصاحت یعنی گشاده زبانی و روان ادا کردن کلمات و جملات و بلاغت یعنی کلام از لحاظ لغوی ، رسا باشد.
در نتیجه ، فصاحت مربوط به خود کلمات و بلاغت مربوط به معنی کلمات میباشد.
انواع فصاحت :
۱- فصاحت کلمه
کلمه موقعی فصیح شمرده میشودکه دارای عیبهائی نباشد و این عیبها عبارتند از:
غرابت : یعنی کلمه با ذهن شنونده نامأنوس باشد مانند استفاده از کلمه فَرْ خَج بمعنی زشت یا عشیق
بمعنی معشوق و تنافر حروف مانند چندین ساکن پشت سرهم در کلمه
مانند پِنْهانْسْتْ بجای پنهانَسْت . عیب دیگر فصاحت کلمه ، مخالف قیاس بودن کلمه است
یعنی ساختار کلمه مخالف دستور و قواعد زبان فارسی باشد مانند :
شکرلله که ما مکّیدیم که منظور شاعر اینست که خدارا شکر که ما به مکه رفتیم و کلمهمکّیدن خلاف قواعد
دستور زبان فا رسی است یا امروزه میبینم میگویند بزنگ یعنی زنگ بزن و بحرف یعنی سخن بگو که مخالفقیاس هستند.
۲- فصاحت کلام :
کلام را موقعی فصیح میدانند که از معایب زیر عاری باشد:
تنافر در کلمات : استفاده از کلمات ناهماهنگ و یا بکاربردن کلماتی که تلفظ آنها مشکل باشد.
تنافر در معنی : اجزای سخن از لحاظ معنی باهم ارتباط نداشته باشد
ضعف تألیف : ترکیب کلمات تشکیل دهنده ی جمل طبق قواعد دستور زبان نباشد.
تعقید لفظی. تعقید یعنی گره زدن و در اصطلاح تغییر ارکان جمله است بطوریکه فهم معنی را مشگل کند.
تعقید معنوی : بکار بردن کنایات و استعارات دور از ذهن که درک معنی ، مشکل یا غیرممکن گردد.
تتابع اضافات : چندین مضاف الیه باکسره گفته شود
کثرت تکرار : یک کلمه چندین بار تکرار شود : مثل :
در این در گه گه گه که که و که شود. یعنی در این درگاه گاهگاه کاه کوه و کوه کاه شود.
بلاغت : بطوریکه عرض کردم بلاغت مربوط به معنای کلام است و دو حالت دارد.
۱- بلاغت کلام : سخن متناسب با مقتضای حال گفته شود
.۲- بلاغت متکلم : گوینده دارای قدرت بیان باشد مانند وعاظ و متکلمین و خُطّاب
تا اینجا ٱنجه عرض کردم بصورت مقدمه ای بود که عیوب کلام و گفتاررا بشناسیم
اما علوم مورد بحث ادبیات عبارتند از :
۱- معانی. ۲- بیان. ۳- بدیع. ۴- قافیه. ۵- عروض
۱و۲- معانی و بیان
چون منظور من رسیدن به مبانی شعر هست لذا در مورد معانی و بیان مختصری عرض میکنم و چون بحث آن مفصل هست لذا علاقمندان به کتابهائی که در اینمورد موجود است
مراجعه بفرمایند.
علم معانی ، آگاهی از قواعدی است که سخن را به مقتضای حال و شنونده بیان کنند و موضوعات آن عبارتند از :
اسناد خبری - قصر - اسناد- وصل و فصل - ایجاز و اطناب - مساوات - قصد
علم بیان عبارت از مجموع قواعدیست که بتوان معنی و منظور را به روشهای مختلف
بیان کرد که سخن یا در جای حقیقی خود گفته شود یا بوسیله تشبیه و استعاره و کنایه و غیره
۳- بدیع
یکی از علوم شعری ، مبحث بدیع هست .
بدیع ، در لغت بمعنی چیزی تازه و نو هست و در اصطلاح راجع به ٱرایش سخن ، بحث میکند.
مباحث اصلی را که در نظر دارم جهت دوستان علاقمند توضیح بدم از همینجا ٱغاز میشود.
منظور از آرایش سخن ، یعنی زیبا سخن گفتن اعم از نثر و نظم که فصیح و بلیغ باشد.
مجموعه قواعد علم بدیع را صنایع بدیعی میگویند که عبارت از آرایه های ادبی میباشد.
صنایع بدیعی به دو دسته تقسیم میشوند : ۱- صنایع بدیعی لفظی ۲- صنایع بدیعی معنوی
۱- صنایع بدیعی لفظی
صنایع بدیعی لفظی یعنی زیبائی کلمه بدون توجه به معنی آن . مانند سخنان خواجه عبدالله انصاری یا گلستان که کلمات هم وزن با حروف مشابه درجملات باعث زیبائی آنهاست.
انواع صنایع لفظی که بترتیب شرح داده خواهد شد عبارتند از:
۱- تسجیع. ۲- تجنیس. ۳- تضمین. ۴- ترصیع. ۵ - لف و نشر
۶- اعنات ( یا. التزام). ۷- ردّالقافیه.
. ۸ - رَدُّالمَطْلَع ۹ -مُلَمَّع ۱۰ - مُلَوَّن ۱۱ - مُوَشَّح ۱۲ - مماثله یا موازنه
۱۳ -ردالصدر علی العجز. ۱۴- رد العجز علی الصدر. ۱۵ - براعت استهلال
پایان درس اول